ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

407

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

از اين مقدّمه نقل كرده بود كه بعدها مدنيكوف با دقّت آن را تصحيح كرد . 129 از كلمات مؤلّف معلوم مىشود كه منابع اساسى اتحاف پنج مؤلّفند كه آثارشان را نيك مىشناسيم ؛ يعنى : ربعى ، مقدسى ( مؤلّف مثير الغرام ) ، سبكى ، اقفهسى ، و تدمرى . ولى تفحّص در كتاب ولى اين كلمات را تعديل مىكند ، زيرا مسلّم است كه منبع اساسى وى بيشتر از همه مقدسى بوده است . كونيگ ضمن مقابلهء فصل دهم اتحاف - كه به وسيلهء لمينگ چاپ شده - با متن مثير الغرام ، ثابت كرد كه هفده صفحه از چهل و يك صفحهء آن كلمه به كلمه با متن مقدسى يكسان است . 130 مقابلهء آن با ترجمهء قديمى رنلدز نيز وى را تقريبا به همين نتيجه مىرسانيد 131 ولى ، به علّت بدى ترجمه ، در اين باب نظر نداد . تحقيقات مدنيكوف 132 نيز به نتايجى رسيد كه كمتر از اين عجيب نبود ، زيرا معلوم شد كه همهء قطعاتى كه مدنيكوف از كتاب اتحاف ترجمه كرده كلمه به كلمه از مثير الغرام گرفته شده است . البتّه اين را تصادف نمىتوان شمرد و ناگزير اعتراف بايد كرد كه ، در صورت انطباق دو كتاب ، در واقع سيوطى نسخه‌اى ديگر از كتاب مقدسى به دست داده است . چنان كه مكرّر گفتيم اين وضع غالبا در نوشته‌هاى مربوط به فلسطين مكرّر مىشود و از جهاتى نيز بىفايده نيست ، زيرا فرصتى مناسب براى تصحيح متن مؤلّفات معتبر كه نسخهء آن كاملا خوانا نيست به دست مىدهد . با آنكه نسخه‌هاى كتاب سيوطى به جا مانده ، ولى متن كتاب به كمك تحقيقات قديمى دوگين ( 1790 ) ، لمينگ ( 1817 ) ، و رنلدز ( 1863 ) و ، تازه‌تر از آن ، تحقيقات لسترينج ( 1887 ) ، كونيگ ، و مدنيكوف به خوبى شناخته مىشود . كتاب آخرين مؤلّف اين سلسله مدّتها پيش در مشرق به چاپ رسيد ( 1866 / 1283 ه . ) . نام وى مجير الدّين عبد الرحمن بن احمد عليمى عمرى ( متوفّى به سال 1522 / 928 ه . ) 133 و عنوان كتابش كتاب الأنس الجليل بتاريخ القدس و الخليل است . چنان كه در تاريخ نوشته‌هاى عربى مكرّر رخ داده ، آثار متأخّر مزاحم آثار متقدّم شده و آن را به يك سو زده و زودتر از آن رواج گرفته است . عين اين سخن دربارهء كتاب عليمى صادق است ، ولى در اين مورد علّت قضيّه اين است كه كتاب مورد بحث ما مفصّلترين گزارش تاريخى و نقشه نگاشتى است كه از قدس و حبرون و ديگر شهرهاى فلسطين سخن مىكند . كتاب رنگ نقلى دارد و با مؤلّفات سابق تفاوتى ندارد . اصل عليمى از قدس بود ، ولى در قاهره تعليم گرفت و در شهرهاى مختلف فلسطين عهده‌دار قضا شد . تأليف كتاب را به سال 1496 / 901 ه . آغاز كرد و بتقريب در مدت چهار ماه در همان سال آن را به سر برد . تأليف كتابى چنين مفصّل با اين سرعت معلوم مىدارد كه بايد دربارهء روش تأليف آن با احتياط نظر داد . مؤلّف بعدا به تكميل قسمت تاريخى كتاب پرداخت و حوادث آن را تا به سال 1508 / 914 ه . پيش برد . 134 كتاب را كه تأليف نمونهء اين سلسله است ، به چهار قسمت مىتوان تقسيم كرد : اوّل